باز دلم گرفته گریم اختیاری نیست

باز دلم گرفته گریم اختیاری نیست

پست شماره 1413
13:35 , جمعه 17 بهمن 1393

 باز دلم گرفته گریم اختیاری نیست

 

آخه جز گریه منو کاری نیست

 

یه عمری از محبت بی نصیبم ای خدا

 

آخه من غریبم ای خدا

 

کو خوبی کدوم مهر ما که چیزی ندیدیم

 

از این دنیای شیرین فقط سختی کشیدیم

 

کدوم بخت کدوم شانس ما که شانسی نداریم

 

هی پشت سر هم همش بد میاریم

 

ما خون جگر خوردیم سوختیم وساختیم

 

به جرم زنده بودن همه هستی را باختیم

توجه : تمام حقوق مطالب محفوظ می باشد.

من پذیرفتم شکست خویش را

من پذیرفتم شکست خویش را

پست شماره 1412
13:34 , جمعه 17 بهمن 1393

من پذیرفتم شکست خویش را

پندهای عقل دور اندیش را

من پذیرفتم که عشق افسانه است

این دل درد آشنا دیوانه است

می روم شاید فراموشت کنم

با فراموشی هم آغوشت کنم

می روم از رفتنم دل شاد باش

از عذاب دیدنم آزاد باش

گرچه تو تنهاتراز ما می روی

آرزو دارم ولی عاشق شوی

آرزو دارم بفهمی درد را

تلخی برخوردهای سرد را

توجه : تمام حقوق مطالب محفوظ می باشد.

وقتی من پیشت میشینم

وقتی من پیشت میشینم

پست شماره 1411
13:32 , جمعه 17 بهمن 1393

وقتی من پیشت میشینم

عاشقترین مرد روی زمینم

اینو میدونی که من

بی تو میمیرم

آخه تمومه دنیامو تو اون

چشمای ناز تو میبینم

ولی باد اومدو هرچی که بود برد

اون روزای خوبمون چه زود مرد

حالا من بی تو تنهای تنهااااااام

ببین که چه خالیه دستاااام

تو ببیییییین

نیستی ببینی چقدر بیتو خرابه حالم

بدون تو انگاری داره خراب میشه سرم

تمومه عالم

نیستی ببینی چقدر بیتو خرابه حالم

بدون تو من واسه گریه کردن

100 بهوونه دااارم

توجه : تمام حقوق مطالب محفوظ می باشد.

خودمم باور نمی کنم

خودمم باور نمی کنم

پست شماره 1409
13:23 , جمعه 17 بهمن 1393

 

این سکوت و این هوا و این اتاق .. شب به شب به خاطرم میاردت

 

توی این خونه هنوزم یه نفر ..  نمیخواد باور کنه نداردت

 

نمیخواد باور کنه تو این اتاق .. دیگه ما با هم نفس نمیکشیم

 

زیر لب یه عمر میگه با خودش .. ما که از همدیگه دست نمیکشیم

 

به هوای روز برگشتن تو  .. سر هر راهی نشونه میکشه

 

با تمام جاده های رو زمین .. رد پاتو سمت خونه میکشه

 

من دارم هر روزمو بدون تو .. با تب یه خاطره سر میکنم

 

با خودم به جای تو حرف میزنم .. خودمو جای تو باور میکنم

 

توی این خونه به غیر از تو کسی .. دلشو با من یکی نمیکنه

 

من یه دیوونم که جز خیال تو .. کسی با من زندگی نمیکنه

 

تو سکوت بی هوای این اتاق .. شب به شب به خاطرم میارمت

 

خودمم باور نمی کنم ولی .. دیگه باورم شده ندارمت

 

توجه : تمام حقوق مطالب محفوظ می باشد.

اشعارم روبه تباهی ست

اشعارم روبه تباهی ست

پست شماره 1391
14:41 , سه شنبه 14 بهمن 1393

اشعارم روبه تباهی ست

شعرم لم داده به

 جایی تریاک می کشد

پشت این حواشی

خیره  به ناکجایی

باورندارم قاطی قصه شد ه ایی

ودرقاب حافظه ی من جا گرفته ایی

دلم پر می کشد به سویت

بیاتماشاکن

امان ازاین نقاشی

همین که روبرویم دست به سینه ایستاده ایی

یعنی دودست داردتلاقی

باید تورادید

تاهرکجا که باشی

آسمان نم نم بارید

وقتی نمی شودفراموشت کرد

بایدحتی ازاینجاگذشت

وقتی نباشی

دیگرهیچ پاییزی نمی تواند بهاریم کند

وقتی فصلهای حضورت خط خطی ست

هنوزپاییزم بنگرکه برگهای

خاطراتت آرام آرام می ریزد

وقتی ازحجم نبودنت تمام فضای بغض آلود

مرا گرفته

دیگرهوای پرزدن نمی ماند

تونباشی باش

من ازهستی ات هستم

راهی نیست جز یادت.

توجه : تمام حقوق مطالب محفوظ می باشد.

شعر عاشقانه

شعر عاشقانه

پست شماره 1388
15:8 , دوشنبه 13 بهمن 1393

این عشق ماندنی 
این شعر بودنی 
این لحظه‌های با تو نشستن 
سرودنی‌ست 

 

این لحظه های ناب 
در لحظه‌های بی خودی و مستی 
شعر بلند حافظ تو 
شنودنی‌ست 

این سر نه مست باده 
این سر که مست 
مست دو چشم سیاه توست 
اینک به خاک پای تو می‌سایم 
کاین سر به خاک پای تو با شوق 
ستودنی‌ست 

تنها تو را ستودم 
آن سان ستودمت که بدانند مردمان 
محبوب من به سان خدایان 
ستودنی‌ست 

من پاکباز عاشقم 
از عاشقان تو 
با مرگ آزمای 
با مرگ … 
اگر که شیوه تو 
آزمودنی‌ست 

این تیره روزگار در پرده غبار  
دلم را فرو گرفت 
تنها به خنده 
یا به شکر خنده‌های تو 
گرد و غبار از دل تنگم 
زدودنی‌ست

در روزگار هر که ندزدید مفت باخت 
من نیز می‌ربایم 
اما چه؟ 
بوسه، بوسه از آن لب 
ربودنی‌ست 

تنها تویی که بود و نبودت یگانه بود 
غیر از تو 
هر که بود هر آنچه نمود نیست 
بگشای در به روی من و عهد عشق بند 
کاین عهد بستنی 
این در گشودنی ست 

این شعر خواندنی 
این شعر ماندنی 
این شور بودنی 
این لحظه‌های پرشور 
این لحظه‌های ناب 
این لحظه‌های با تو نشستن 
سرودنی‌ست

توجه : تمام حقوق مطالب محفوظ می باشد.

شعرهای عاشقانه 2015

شعرهای عاشقانه 2015

پست شماره 1385
14:58 , دوشنبه 13 بهمن 1393

کاش می‌دیدم چیست
آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاری است
آه وقتی که تو لبخند نگاهت را
می‌تابانی

بال مژگان بلندت را
می‌خوابانی
آه وقتی که  توچشمانت
آن جام لبالب از جان‌دارو را
سوی این تشنه جان سوخته می‌گردانی
موج موسیقی عشق
از دلم می‌گذرد
روح گل‌رنگ شراب
در تنم می‌گردد
دست ویرانگر شوق
پرپرم می‌کند ای غنچه رنگین، پرپر

من در آن لحظه که چشم تو به من می‌نگرد
برگ خشکیده ایمان را
در پنجه باد
رقص شیطان خواهش را
در آتش سبز
نور پنهانی بخشش را
در چشمه مهر
اهتزاز ابدیت را می‌بینم

بیش از این سوی نگاهت نتوانم نگریست
اهتزاز ابدیت را یارای تماشایم نیست
کاش می‌گفتی چیست
آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاری است

توجه : تمام حقوق مطالب محفوظ می باشد.

اس ام اس های عاشقانه

اس ام اس های عاشقانه

پست شماره 1360
14:25 , پنجشنبه 09 بهمن 1393

تو که باشی بس است
مگر من جز “نفس” چه میخواهم !؟

 

♥♥♥♥♥♥♥پیامک زیبای عاشقانه♥♥♥♥♥♥♥

 

مثل قالی نیمه تمام … به دارم کشیده‌ای
یا ببافم … یا بشکافم …
اول و آخر که به پای تو می افتم . . .

 

♥♥♥♥♥♥♥پیامک زیبای عاشقانه♥♥♥♥♥♥♥

 

بالاترین آرزویم برایت این است :
حاجت دلت با حکمت خدایت یکی باشد . . .

 

♥♥♥♥♥♥♥پیامک زیبای عاشقانه♥♥♥♥♥♥♥

 

بی تو اما عشق بی معناست ، می دانی ؟
دستهایم تا ابد تنهاست ، می‌دانی؟
آسمانت را مگیر از من ، که بعد از تو
زیستن یک لحظه هم بی‌جاست ، می‌دانی ؟

 

♥♥♥♥♥♥♥پیامک زیبای عاشقانه♥♥♥♥♥♥♥

 

تقدیر من فقط با تک تک بوسه های تو
بر روی پیشانی ام نوشته شده
تو باید باشی تا با لبهایت
آن را برای من رقم بزنی . . .

 

توجه : تمام حقوق مطالب محفوظ می باشد.

داستان زیبای همسر زیبا و خوش چهره !

داستان زیبای همسر زیبا و خوش چهره !

پست شماره 1345
17:6 , دوشنبه 06 بهمن 1393

یکی از دوستانم با یک زن بازیگر معروف که فوق‌العاده زیبا بود ازدواج کرد. اما درست زمانی که همه به خوشبختی این زن و شوهر غبطه می‌خوردند، آنها از هم جدا شدند...

یکی از دوستانم با یک زن بازیگر معروف که فوق‌العاده زیبا بود ازدواج کرد. اما درست زمانی که همه به خوشبختی این زن و شوهر غبطه می‌خوردند، آنها از هم جدا شدند.


طولی نکشید که دوستم دوباره ازدواج کرد. همسر دومش یک دختر عادی با چهره‌ای بسیار معمولی بود. اما به نظر می‌رسید که دوستم بیشتر و عمیق‌تر از گذشته عاشق همسرش است.


عده‌ای آدم کنجکاو از او می‌پرسند: «فکر نمی‌کنی همسر قبلی‌ات خوشگل‌تر بود؟»


دوستم با قاطعیت به آنها جواب ‌داد: «نه! اصلاً! اتفاقاً وقتی از چیزی عصبانی می شد و فریاد می زد، خیلی وحشی و زشت به نظرم می‌رسید. اما همسر کنونی‌ام این طور نیست. به نظر من او همیشه زیبا، با سلیقه و باهوش است.»

می‌گویند زن‌ها به خاطر زیبا بودنشان دوست داشتنی نمی‌شوند، بلکه اگر دوست داشتنی باشند، زیبا به نظر می‌رسند.

بچه‌ها هرگز مادرشان را زشت نمی‌دانند؛ سگ‌ها اصلا به صاحبان فقیرشان پارس نمی‌کنند؛ اسکیموها هم از سرمای آلاسکا بدشان نمی‌آید؛ اگر کسی یا جایی را دوست داشته باشید، آنها را زیبا هم خواهید یافت زیرا «حس زیبا دیدن» همان عشق است.

توجه : تمام حقوق مطالب محفوظ می باشد.